تبليغاتX
سوغات

سوغات

دست نبشته های پراگنده ای که گه گاهی ذهنم را بخود مصروف میکنند

با درود بی پایان خدمت تمام دوستان گرانمایه و بازدید کنندگان سوغات!

از اینکه دیگر دیر آمدن مرا عادت شده و واقعاً نمیتوانم عذرش را جبران کنم معذرت نمیخواهم و اما باز هم با یک نبشته ای کوتاه. . .

امید راهنمایی ها و مهربانی های تان یاد تان نرود!

 

 

وقت کافی نیست. . .

 

این روز ها شرار زنده ماندن

درون سینه ام

صدای تپش های زندگی را

رقم میزند. . .

و باری

در انتهای خاموشی

ز دو دریچه خیالم

زدوده شیشه ای آبی را. . .

که دیگر میان این همه ازدحام

و این همه انبوه بی پایان

ترا دریافتن

و ترا پرستیدن

وقت کافی نیست. . .

 

کابل

08  می 2007

نوشته شده در 86/02/18ساعت 15:30 توسط مصطفی علی جمال| |