تبليغاتX
سوغات

سوغات

دست نبشته های پراگنده ای که گه گاهی ذهنم را بخود مصروف میکنند

با درود فراوان خدمت دوستان نهایت گرامی و عزیز!

 

از اینکه دیر خدمت میرسم باز هم معذورم امید که تکرار نشود... ولی اینکه چرا دیر آمدم دلیل دارد.

از جاییکه معلوم است آخر سال فصل آزمون هاست البته برای دانشجویان!.. من هم عضو این خانواده ام....  

و آزمونی در پیش داشتم که بخیر گذشت امید وارم نتیجه ای خوبی داشته باشم.... بهر حال...

این بار با کمی عبارت های هزاره گی در خدمت هستم...

امید وارم دوستان راهنمای ام کنند و منتظر نظریات شما دوستان عزیز هستم.

 

 

"عاشق شدم دیگر بار بخت لوو ره توغ کـو

اخته شدم ده غم باز طالع موره توغ کــــو"*

 

نوربندی ای چیمای شی صدف دندونای شی

تیر و کمان مژه بس زخم عاشقی ره توغ کو

 

ده گرد ماه روی شی حلقه سیاه ره بنـــــگر

از شرم ریزش ماه د آســــــــمو ره توغ کو

 

قد بلند شی یگدور سرخ و سمن شی یگـدور

ناز و ادای شی یگدور دزدی کدو ره توغ کـو

 

از پشت شال نیــــمی نگاه و تیـر زدوی شی

از درد خنده های شی لبخند سرد موره توغ کو

 

از بس نمنده هیچ چیز ای بی نماک غزل ره

دار و ندار ره برده بی مـــزه گی ره توغ کـو

 

"عاشق شدم دیگر بار بخت لوو ره توغ کو

اخته شدم ده غم باز طالع موره توغ کــــو"*

 

4 دسامبر 2006

کابل

 

* داکتر اجیت

نوشته شده در 85/09/15ساعت 11:22 توسط مصطفی علی جمال| |