تبليغاتX
سوغات

سوغات

دست نبشته های پراگنده ای که گه گاهی ذهنم را بخود مصروف میکنند

با درود به دوستان و بازدیدکنندگان نهایت عزیز!

و سپاسی به مهربانی دوستانیکه با مهر شان باعث دلگرمی این حقیر میگردند!

و این هم یک نبشته ای تازه خدمت دوستان!

 

 

و تلفیق دیگر!

 

و تلفیق دیگر

از اشک چشمانت

و از تیر نگاهت

و از آن خط مشکین لبانت

و آن حس لطیف مهربانت

و آن آرامی ای چمی زبانت

و این . . .

و این آهنگ سودایی

و این حس غریبی

و این بی مهری ای نا آشنایی

مرا پیوسته بر این مینگارد

که دیگر . . .

آن قاب نیلی هم

نخواهد داد  ما را سایبانی!

 

13 سپتامبر 2006

کابل

 

نوشته شده در 85/06/22ساعت 13:36 توسط مصطفی علی جمال| |