سوغات
دست نبشته های پراگنده ای که گه گاهی ذهنم را بخود مصروف میکنند
هر چه فكر كردم در باره محرم و سيدالشهدا و يارانش بنويسم ، كلماتي نيافتم كه اين خاطره طلايي تاريخ را بيان كند . كدام واژه مي تواند در خور عظمت امام حسين ( ع ) و يارانش باشد . كدامين جمله مي تواند اوج مردانگي و ايستادگي امام را در خود بگنجاند . ايثار و انصاف امام را چه كسي مي تواند درك كند . امامي كه در شب تاريك مشغول جمع كردن خارهاي بيابان سوزان براي عبور بهترين هاي بهشت بود . عاشورا گلواژه هاي طلايي دفتر حسين بن علي بود كه به وسيله يزيديان مچاله شد . عاشورا ذوب شدن شمع وجود حسين ابن علي ( ع ) براي روشن كردن راه زندگي آيندگان بود . عاشورا صداي ناله هاي عطش يتيمان بود . با چه قلمی مي توان تصوير پر پر شدن كودك شش ماهه امام را كه از تشنگي به چشمان پدر خيره شده ، نقاشي نمود . عاشورا وداع و حافظي خواهري خسته با برادري بي يار و ياور از جنس نور و معنويت بود . عاشورا به خاك و خون افتادن حسين و آغشته شدن زمين به « خون خدا » و پرواز همه پاكيها به آسمان بود ... when..... when we reach to each other we are three Me and You and Kisses As we get far away We are four You and loneness Me and torture Understand, I Love You

