تبليغاتX
سوغات

سوغات

دست نبشته های پراگنده ای که گه گاهی ذهنم را بخود مصروف میکنند

هر چه فكر كردم در باره محرم و سيدالشهدا و يارانش بنويسم ، كلماتي نيافتم كه اين خاطره طلايي تاريخ را بيان كند . كدام واژه مي تواند در خور عظمت امام حسين ( ع ) و يارانش باشد . كدامين جمله مي تواند اوج مردانگي و ايستادگي امام را در خود بگنجاند . ايثار و انصاف امام را چه كسي مي تواند درك كند . امامي كه در شب تاريك مشغول جمع كردن خارهاي بيابان سوزان براي عبور بهترين هاي بهشت بود .  عاشورا گلواژه هاي طلايي دفتر حسين بن علي بود كه به وسيله يزيديان مچاله شد  . عاشورا ذوب شدن شمع وجود حسين ابن علي ( ع ) براي روشن كردن راه زندگي آيندگان بود . عاشورا صداي ناله هاي عطش يتيمان بود .  با چه قلمی مي توان  تصوير پر پر شدن كودك شش ماهه امام را كه از تشنگي به چشمان پدر خيره شده ، نقاشي نمود .  عاشورا وداع و حافظي خواهري خسته با برادري بي يار و ياور از جنس نور و معنويت بود . عاشورا به خاك و خون افتادن حسين و آغشته شدن زمين به « خون خدا » و پرواز همه پاكيها به آسمان بود ...

 

 

 

نوشته شده در 84/11/16ساعت 12:50 توسط مصطفی علی جمال|

 

 

when.....

when we reach to each other

we are three

Me and You and Kisses

As we get far away

We are four

You and loneness

Me and torture

Understand, I Love You

 

 

 

 

نوشته شده در 84/11/10ساعت 13:26 توسط مصطفی علی جمال| |