سوغات
دست نبشته های پراگنده ای که گه گاهی ذهنم را بخود مصروف میکنند
شب همان است که بود ز پشت سیه ابر های شب هنگام چه دروغین سپیده ای چه دروغین صدا صدای شکست زنجیر هوای تیره و تار این گنبد را فضای خالی این حکومت را چه پر ز شور و شرر نمود ولی دریغا............ که شب هنوز همان است که بود و آن همه شور و نشاط دروغ محض و همه دروغین بود این هم مطلبی از یاد داشت های خودم بود امید مرا با نظرات تان راهنمایی نمایید.
نوشته شده در 83/11/23ساعت
13:13 توسط مصطفی علی جمال| |


